معیار روان بودن یا Fluency در ترجمه

1- نکته‌های دستور زبان

  • فعل و فاعل باید از نظر شخص، با یکدیگر مطابقت داشته باشند.
  • وقتی فاعل جمله مشخص است، جمله‌ را به صورت مجهول بیان نکنید. در فارسی استفاده از جمله‌های معلوم رایج‌تر است. در این شرایط عبارت‌هایی مثل «از سوی»، «توسط» و «به‌وسیله» نیز نباید استفاده شود.
    مثال:
    • از سوی دولت، تسهیلاتی به جنگ‌زدگان اعطا می‌شود.
    • دولت تسهیلاتی برای جنگ‌زدگان فراهم می‌کند.
  • در فارسی همواره جمله با فعل به پایان می‌رسد.
    1 مثال:
    • انواع مختلف مدیریت در یک سازمان عبارتند از: مدیریت استبدادی، مدیریت دموکراتیک و مدیریت آزاد.
    • انواع مختلف مدیریت در یک سازمان شامل مدیریت استبدادی، مدیریت دموکراتیک و مدیریت آزاد هستند.

    2 مثال:
    • افراد معمولا اطلاعات عمومی خود را هم از طریق مطالعه به دست می‌آورند، هم از طریق تلویزیون.
    • افراد معمولا اطلاعات خود را از طریق مطالعه و تلویزیون به دست می‌آورند.
  • سعی کنید تا حد ممکن، دو فعل پشت سر هم به‌کار نبرید.
    مثال:
    • او در دفتر کار خود، قفسه‌ها را همان‌گونه که در فروشگاه بوده‌است، قرار می‌هد.
    • د او قفسه‌ها را همان‌گونه که در فروشگاه بوده‌است، در دفتر کار خود قرار می‌دهد.
  • اجزای فعل مرکب را نزدیک به هم بیاورید.
    مثال:
    • یافته‌ها نشان می‌دهد که غلظت محلول بستگی به دما و فشار هوا دارد.
    • یافته‌ها نشان می‌دهد که غلظت محلول به دما و فشار هوا بستگی دارد.
  •  حذف به قرینه از قواعد زبان فارسی است و به زیبا‌تر شدن جمله‌ها کمک می‌کند ولی در استفاده از این قاعده باید دقت کافی داشته باشید و از حذف بدون قرینه بپرهیزید.
    1 مثال:
    • مدرک‌های دریافت‌شده بررسی و متعاقبا برای اخذ اسناد مناقصه دعوت به عمل خواهد آمد.
    • مدرک‌های دریافت‌شده بررسی می‌شود و متعاقبا برای اخذ اسناد مناقصه دعوت به عمل خواهد آمد.
    در این مثال نمی‌توان فعل «می‌شود» را حذف نمود. زیرا «خواهد‌آمد» در جمله‌ی بعدی جایگزین آن نیست.
    2 مثال:
    • مسافرین برای خروج یا ورود به ایران باید مدارک لازم را داشته‌باشند.
    • مسافرین برای خروج از ایران یا ورود به آن باید مدارک لازم را داشته‌باشند.
    در این مثال حرف اضافه‌ی «از» بدون قرینه حذف شده‌است و نمی‌توان آن را حذف کرد.
  • از زمان مناسب در زبان فارسی استفاده کنید.
    مواردی پیش می‌آید که در متن انگلیسی به‌دلیل قواعد گرامری خاص آن زبان، از یک زمان خاص استفاده می‌شود که در زبان فارسی کاربردی طبیعی ندارد. با این حال، مترجم، به‌دلیل ظاهری نگاه کردن، همان زمان انگلیسی را در متن فارسی نیز استفاده می‌کند.
    نمونه مهمی از این موضوع در قسمت مرور ادبیاتی مقاله‌ها مشاهده می‌شود. در زبان انگلیسی رایج است که از «حال ساده» یا «گذشته ساده» برای صحبت کردن در مورد فعالیت‌های پژوهشی قبلی استفاده بشود ولی در زبان فارسی «ماضی نقلی« رایج‌تر است.
    مثال:
    • کنیگز و تالسون (2005) نشان دادند که سرعت حرکت آب تابعی از شیب زمین است.
    • کینگز و تالسون (2005) نشان داده‌اند که سرعت حرکت آب تابعی از شیب زمین است.
    مورد دیگر ترجمه جمله‌های شرطی است. در زبان انگلیسی، وقتی درمورد موقعیتی فرضی صحبت می‌شود، معمولاً از زمان «ماضی ساده» (نوع دوم جمله‌های شرطی) یا «ماضی بعید» (جمله‌ههای شرطی نوع سوم) استفاده می‌شود ولی در فارسی استفاده از زمان گذشته برای هر دو حالت رایج‌تر است. مثال:
    • اگر دانشمندان قرن نوزدهم ترکیب مولکولی این ماده را دانسته بودند، راه را اشتباه نمی‌رفتند.
    • اگر دانشمندان قرن نوزدهم ترکیب مولکولی این ماده را می‌دانستند، راه را اشتباه نمی‌رفتند.
    مورد دیگری که بسیار بین مترجم‌های کم‌تجربه مشاهده می‌شود، این است که اصلا به زمان فعل‌ها دقت نمی‌کنند. این نوع مترجم‌ها به زمان حال ساده عادت کرده‌اند و بدون توجه کافی، هر فعلی با هر زمانی را به زمان حال ساده ترجمه می‌کنند.
  • حرف اضافه‌ی درست استفاده کنید.
    جدول حروف اضافه

2- نگارش

  • ترتیب ارکان جمله رعایت شود.
    «فاعل + مفعول + فعل» یا همان «نهاد + گزاره»
  • در فارسی فعل «می‌باشد» نداریم!
    به جای فعل «می‌باشد» که در دستور زبان فارسی نادرست است، باید از فعل «است» استفاده کرد.
  • انتخاب درست واژه‌ها متناسب با متن (عربی، گفتاری، قدیمی یا قلمبه نباشد!)
    • همیشه مبنا را بر ساده‌نویسی بگذارید. بنابراین، از به کار بردن کلمه‌های دشوار، خاص یا عربی خودداری کنید.
    • برخی کلمه‌های انگلیسی که معادل فارسی مناسب برای آن‌ها وجود دارد، بهتر است از جایگزین فارسی آن‌ها استفاده شود. مثلا از واژه‌های تست، تکنیک، متد، پارامتر و امثال آن‌ها بهتر است در نوشته‌ی فارسی استفاده نشود.
    • ترکیب‌های عربی که معادل فارسی دارند استفاده نکنید.
  • در زبان فارسی، کمتر لازم می‌شود که ضمیرهایی مثل «من» و «ما» را در جمله استفاده کنیم زیرا ضمیرها از روی فعل مشخص هستند. اما در انگلیسی جمله بدون استفاده از ضمیر قابل ایجاد نیست. بنابراین، در ترجمه انگلیسی به فارسی لازم نیست تمام ضمیرها را ترجمه کنید. فقط زمانی آن ها را ترجمه کنید که در جمله ابهام به وجود می آید. با این کار متن فارسی روان تری خواهید داشت. مثلا در انگلیسی می‌گوییم This is your problem ولی در فارسی نیازی به آوردن کلمه «این» نیست. به جای اینکه بگوییم «این مشکل توست» طبیعی‌تر است که بگوییم «مشکل توست».
    مثال:
    • در این مقاله، ما درباره نقش شخصیت در تصمیم‌گیری بحث خواهیم کرد.
    • در این مقاله‌، درباره نقش شخصیت در تصمیم‌گیری بحث خواهیم کرد.
  • سعی کنید از عبارت‌های قدیمی و کهنه مثل «در باب ...»، «اندر ...»، »همانند ...» و «همچون ...» استفاده نکنید.
  • سعی کنید از کلمه‌های متنوع استفاده کنید. تکرار یک کلمه، چندین بار در یک جمله یا یک بند، نوشته را زشت، یکنواخت و خسته‌کننده می‌کند.
  • از به کار بردن زیاد «و» خودداری کنید.
    • وقتی چند عبارت یا واژه با حرف عطف «و» یا حرف فصل «یا» کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، از تکرار حرف عطف یا فصل بپرهیزید و همه‌ی آن‌ها به جز آخرین حرف را با کاما جایگزین کنید.
    • سعی کنید چندین جمله را با حرف «و» به یکدیگر متصل نکنید. بهتر است در این شرایط، جمله را به چند جمله بشکنید تا هم از تکرار «و» و هم از طولانی شدن جمله بپرهیزید.
  • عبارت «و یا» خطای منطقی دارد! مشخص کنید منظورتان کدام است و یکی را انتخاب کنید!
  • از تنوین برای ساخت قید استفاده نکنید.
    • در ایجاد قید از کلمه‌های غیر عربی، از تنوین قید‌ساز عربی استفاده نکنید.
      adverb
    • قید‌های عربی که با استفاده از تنوین قید‌ساز ساخته‌شده‌اند، اگر‌چه از نظر دستور زبان صحیح هستند، ولی استفاده از جایگزین فارسی برای آن‌ها توصیه‌شده‌است.
      adverb
  • اسم جنس، یعنی اسمی که به تمام اعضای جنس خود اشاره می‌کند، در فارسی مفرد است ولی همین نوع اسم‌ها در انگلیسی به صورت جمع می‌آیند. بنابراین مراقب باشید که جمع‌های «عام» در انگلیسی را در فارسی مفرد ترجمه کنید.
    مثال:
    Molecules are composed of atoms.
    • مولکول‌ها از اتم‌ها ساخته شده‌اند.
    • مولکول از اتم ساخته شده است.
  • موارد زیر معمولاً اشتباه‌های رایجی هستند که بهتر است از آن‌ها پرهیز کنید.
    • کلمه Several به معنی «چند» است؛ یعنی تعداد کم. درحالیکه بسیار دیده می‌شود که آن را «چندین» ترجمه می‌کنند؛ به معنی تعداد زیاد.
    • در عبارت‌هایی که با «اگرچه» یا «هرچند» شروع می‌شوند، نیازی به استفاده از «اما» یا «ولی» نیست. تنها کافی است انتهای بخش اول را کاما قرار دهید.
    مثال:
    • اگرچه پژوهش‌های زیادی در این زمینه انجام شده است، ولی هنوز شکاف‌های علمی زیادی وجود دارد.
    • مولکول از اتم ساخته شده است.
    • از عبارت «در ارتباط با ...» استفاده نکنید زیرا عبارتی نادرست است که در متن‌های اداری رایج است. گزینه بهتر «درباره» است.
    • «رنج بردن» از یک بیماری ترجمه‌ای تحت‌الفظی از کلمه suffer در انگلیسی است. بهتر است بگویید به بیماری «مبتلا» است.
    • کلمه «عدم» در موارد زیادی برای منفی ساختن استفاده می‌شود و اغلب هم کاربرد آن اشتباه است. استفاده از فعل منفی یا پیشوند «بی» کاربردی طبیعی‌تر است. برای نمونه، می‌توان به «مؤثر نبودن» به جای «عدم اثر«، «نشناختن یکدیگر» به جای «عدم شناخت از یکدیگر»، «بی‌کاری» به جای «عدم اشتغال» یا «بی‌نیازی» به جای «عدم نیاز» اشاره کرد.
    • همین موضوع در مورد پیشوند «غیر» یا «غیرقابل» نیز صادق است. پس بهتر است به جای «غیرسنجیده» از «نسنجیده» و به جای «غیرقابل‌انکار» از «انکارناپذیر» استفاده کنیم.
    • «نقطه‌نظر» ترجمه تحت‌الفطی point of view است. به جای آن از «دیدگاه» استفاده کنید.
    • دقت داشته باشید که در مواردی که از want برای توصیه کردن استفاده می شود، بهتر است که از معادلی دستوری در فارسی برای آن استفاده کنیم به جای اینکه از مصدر «خواستن» استفاده کنید.
    مثال:
    You want to get to the point that NOT taking action would be uncomfortable.
    • شما میخواهید به جایی برسید که کاری نکردن ناراحتتان کند
    • باید به جایی برسید که اگر اقدامی انجام ندادید، حس بدی پیدا کنید.
    • عبارت real time به معنی «بدون درنگ» یا «بلادرنگ» ترجمه می شود و «زمان واقعی» یک ترجمه تحت‌اللفظی برای آن به حساب می‌آید.
    • سعی کنید کلمه It's یا This در ابتدای جمله را به صورت «این» معنی نکنید. در فارسی معمول تر است که بگوییم «این موضوع»، «این امر»، «این شرایط» ...
    • عبارت if only به معنی «ای کاش» است و «اگر تنها» یک ترجمه اللفظی برای آن به حساب می‌آید.
    • در بعضی جمله ها but معنی «بلکه» دارد. مثل این جمله:
      The problem isn't so much the drive and energy of working towards the deadline, but that the deadline itself is always at the very end.
    • به چوب بازی گلف، club گفته می شود. مراقب باشید که آن را به اشتباه «باشگاه» نکنید.
    • کلمه touch در بعضی متن‌ها به معنی «ارتباط داشتن» است ولی بعضی‌ها به اشتباه آن‌ را «لمس» ترجمه می‌کنند.
    • عبارت figure out به معنی «فهمیدن» یا «درک کردن» است.
    • کلمه startup به معنی «کسب و کار نوپا» یا «استارتاپ» است که بعضی‌ها به اشتباه آن را «شروع» یا «راه‌اندازی» ترجمه می‌کنند. املای «استارت‌آپ» هم صحیح است ولی «استارتاپ» را ترجیح می‌دهیم.
    • کلمه Framework به معنی چارچوب است. بعضی‌ها به اشتباه آن را «چهارچوب» می‌نویسند.
    • کلمه Technology به معنی «فناوری» است. بعضی‌ها به اشتباه آن را «فن آوری» می‌نویسند.
    • کلمه methodology به معنی «رویکرد» یا «روش شناسی» است. مراقب باشید آن را با mythology اشتباه نگرید و «اسطوره شناسی» ترجمه نکنید.
    • عبارت landing page را معمولاً «صفحه فرود» ترجمه می کنند.
    • کلمه practical به معنی «عملی» و «کاربردی» است ولی practically عمدتا معنی «تقریبا» می دهد. به اشتباه «از لحاظ عملی» نکنید.
    • کلمه novel وقتی به صورت صفت به کار برود، به معنی «جدید» یا «بدیع» است. مواظب باشید به اشتباه آن را «رمان» ترجمه نکنید.
    • کلمه tradeoff به معنی «ایجاد تعادل بین دو چیز است» که با trade به معنی «تجارت» تفاوت دارد.
    • کلمه lunch به معنی ناهار است ولی کلمه launch معنی «آغاز به کار» می‌دهد.
    • در بعضی متن ها، implication معنی «پیامد» می دهد.
    • منظور از guinea pig «خوکچه» نیست بلکه همان «موش آزمایشگاهی» است. عبارت lab rat هم همان معنی را می‌دهد.
    • کلمه hack در کل به معنی «ترفند» است و الزامی ندارد که همیشه با مفاهیم کامپیوتر در ارتباط باشد.
    • عبارت rule of thumb به معنی «قانون کلی» یا «قانون ساده» است. ترجمه «قانون سرانگشتی» برای آن اشتباه است.
    • کلمه given وقتی به صورت اسم به کار برود، به معنی «چیزی بدیهی یا مسلم» است. مثلا
      Freedom is a given
    • کلمه align به معنی «هم راستا کردن» است و کمتر به معنی «مرتب سازی» کاربرد دارد.
    • کلمه dozen در انگلیسی کاربرد زیادی دارد ولی در فارسی به هیچ وجه از «دو جین» استفاده نمی کنیم. رایج‌تر این است که بگوییم «ده‌ها»؛ مثلا می‌گوییم «ده‌ها مدیر» یا «حدود ده مدیر».
    • فعل result in به معنی «منجر شدن» است و resulting به معنی «حاصل» است.
    • کلمه find می‌تواند به معنی «اعتقاد داشتن» یا «نظر داشتن» باشد.
    • عبارت see eye to eye یک اصطلاح است، به معنی «همدیگر را درک کردن» یا «حرف یکدیگر را فهمیدن». به اشتباه آن را «رو در رو بودن» نکنید.
    • کلمه leverage در بعضی مواقع معنی «بهره بردن»، «سود بردن» یا «استفاده کردن» دارد و همیشه به معنی «اهرم» نیست.
    • کلمه business به معنی «کسب‌وکار» است چون یک مفهوم کلی است. کلمه «تجارت» بیشتر مفهوم صادرات و واردات دارد و برای هر نوع کسب‌وکاری قابل استفاده نیست.
    • کلمه established وقتی به صورت صفت به کار برود، به معنی «تأسیس شده» نیست بلکه به معنی «قدیمی و معتبر» است.
    • عبارت «تعداد کوچک»، خطای منطقی دارد و یک ترجمه تحت اللفظی از «small number» است. درست آن «تعداد کم» است.
    • best practice به معنی کاری است که به مرور زمان افراد فعال در یک صنعت انجام می دهند و برایشان به نوعی استاندارد تبدیل می شود. ترجمه صحیح آن «تجربه برتر» است
    • literature review به معنی «مرور ادبیات» است. یعنی اینکه پروژهش های موجود در یک زمینه خاص را جمع آوری و دسته بندی کنیم.
    • نکته 3: make money به معنی «پول در آوردن» یا «درآمد داشتن» است ولی «پول ایجاد کردن» یک ترجمه تحت اللفظی به حساب می آید.
    • i.e. یعنی «به این معنی که...» و e.g. یعنی «برای مثال» یا «برای نمونه»
    • کلمه traditionally یک قید است که معمولاً نشانگر تغییر شرایط از گذشته به حال است. خیلی از مترجم‌ها آن را به اشتباه «به‌طور سنتی» ترجمه می‌کنند ولی درست این است که بگوییم «در گذشته ...». مثلا اینکه «در گذشته، انسان‌ها مجبور بودند از فروشگاه‌های کوچک خرید کنند».
    • کلمه model بعضی وقت‌ها به صورت فعل به کار می‌رود. در این صورت، بسته به جمله، معنی «مدل‌سازی» یا «الگوبرداری» می‌دهد.
    • کلمه discipline بعضی وقت ها به معنی «حوزه علمی» یا «علم» به کار می رود و همیشه معنی نظم نمی دهد.
    • کلمه critical در بعضی جمله ها معنی «حیاتی» می دهد و همیشه به معنی «انتقادی» نیست.
  • عددنویسی
    • جمع بستن کلمه‌ها
      • می‌دانید که علامت «ات» و «ین»، به ترتیب علامت‌های جمع مونث و مذکر عربی هستند. استفاده از این علامت‌ها برای جمع بستن کلمه‌های غیرعربی و همین‌طور جمعه مکسر برای کلمه‌های غیرعربی جایز نیست.
        جمع مونث
        جمع مکسر
        جمع مذکر
      • «جات» گونه تغییر‌یافته‌ی «ات» است. اگر استفاده از آن به معنی نوع و جنس باشد، استفاده از آن صحیح است، مانند بلورجات، کاغذ‌جات؛ ولی به کار بردن آن برای جمع‌بستن نادرست است.
        جمع جات
      • جمع بستن واژه‌های عربی با علامت‌های عربی از نظر دستور زبان صحیح است، ولی استفاده از علامت‌های فارسی برای جمع بستن این کلمه‌ها نیز زیبا‌تر است و توصیه می‌گردد.
        جمع عربی
      • در زبان عربی کلمه‌هایی که سه حرف یا کمتر دارند با «ات» جمع بسته نمی‌شوند. بنابراین چنین کلمه‌هایی ساخته‌ ایرانیان است و استفاده از آن‌ها نادرست است.
        جمع عربی
      • جمع جمع به شرایطی گفته ‌می‌شود که یک کلمه‌ جمع دوباره جمع بسته‌شود. کلمه‌هایی که مفرد آن‌ها در فارسی به همان معنی مورد نظر استفاده می‌شود، نباید دوباره جمع بسته‌شوند.
        جمع

    3- علامت‌های نگارشی یا سجاوندی

    • نقطه (.)
      • در پایان جمله‌ی خبری.
      • در مختصر نویسی نام‌ها و عنوان‌ها
        مثال: توماس استرنز الیوت (تی. اس. الیوت)
    • نشانه پرسش (؟) )
      • در پایان جمله‌ی پرسشی.
    • ویرگول (،)
      • عطف سازه‌های هم‌پایه
        مثال: او مردی با‌تجربه، متخصص، با‌تقوا، دقیق و ژرف‌نگر است.
      • بین دو کلمه که احتمال دارد خواننده آن‌ها را با کسره اضافه بخواند
      • جدا‌کردن عبارت‌های توضیحی و دعایی
        مثال: محصول‌های این شرکت، به‌ویژه از نظر مطابقت با استاندارد، بر محصول‌های دیگر شرکت‌های مشابه برتری آشکار دارد.
      • جدا‌کردن اجزای تاریخ یا نشانی
        مثال: یکشنبه، 29 شهریور 1386
        تهران، خیابان ولی‌عصر، کوچه 5، پلاک 32.
      تذکر: در نگارش فارسی پیش از حرف عطف «و» نیازی به علامت ویرگول نیست. اگر‌چه در انگلیسی پیش از «and» ویرگول قرار دارد، مترجم نباید این علامت را در ترجمه‌ی فارسی قرار دهد.
    • نقطه ویرگول (؛)
      • به جای نقطه، پیش از جمله‌ای که با واو عطف آغاز شده‌است.
      • برای جدا کردن جمله‌های هم‌پایه‌ دارای یک یا چند‌ نشانه‌های فصل و وصل (معمولا ویرگول).
    • نشانه‌ی گیومه («»)
      • نشان‌دادن نقل قول مستقیم و دقیق
      • عنوان مقاله یا عنوان فصلی از کتاب
      • کلمه یا بخشی از کلام که به هر دلیل می‌خواهیم بر آن تاکید کنیم.
      تذکر: در نگارش فارسی علامت "" وجود ندارد. برای نشان دادن گیومه حتما از علامت «» استفاده کنید.
    • دو نقطه (:)
      • پیش از نقل قول مستقیم (به شرطی که حرف ربط «که» پیش از آن نیامده باشد)
      • پیش از مجموعه‌ای از مثال‌ها، انواع یا اجزای چیزی
        مثال: محصولات این کارخانه به شرح زیر است: ....، محصولات این کارخانه عبارتند از: ...، دستگاه گفته‌شده دارای ویژگی‌های مهمی‌است. از جمله: ....
        تذکر: استفاده از نشانه‌ی دو نقطه، در عنوان مقاله‌های فارسی مرسوم نیست. تنها موردی که مترجم می‌تواند از این علامت در ترجمه‌ی عنوان استفاده کند «مطاله‌ی موردی: ...» است.
    • نشانه‌ سه نقطه یا تعلیق (...)
      • نشان‌دادن نا‌تمام ماندن سخن یا حذف بخشی از کلام
      • از این نشانه زمانی استفاده استفاده می‌شود که بخشی از سخن خود را حذف می‌کنیم. در صورتی که بخشی از سخن دیگران را حذف می‌کنیم باید از نشانه‌ی کروشه سه نقطه [...] ستفاده کرد.
        تذکر: در متن‌های علمی، اداری و گزارش‌ها بهتر است در حد امکان از این علامت استفاده نشود.
    • پرانتز
      • برای آوردن جمله‌های معترضه و فرعی
      • سال‌های ولادت و وفات و مانند آن
      • شکل اختصاری عبارت‌های دعایی
        مثال: حضرت محمد (ص)
      • معنی یا معادل واژه
      • منابع APA
        تذکر: در متن‌های علمی، اداری و مطبوعاتی برای نوشتن کلمات مترادف از علامت پرانتز استفاده نکنید.
    • خط تیره (-)
      • جدا کردن عبارت توضیحی
      • نشان‌دادن هز یک از اقسام در ابتدای سطر (به شرطی که شماره‌گذاری آن‌ها لازم نباشد.
      • به جای «تا» و «به» در بیان فاصله‌های زمانی، مکانی و مقداری
        مثال: تیر- مرداد 1385
        ساعت 10- 12
        قطار تهران- اهواز
        100- 120 کیلوگرم
    • کروشه یاقلاب ( [] )
      • اضافه‌ها، توضیح‌ها و تصحیح‌های نقل‌کننده، در مطلب‌های نقل‌شده از دیگری
      • مطالبی در حاشیه‌ی سخن اصلی
        مثال: سخن‌ران گفت: «با تصریح این لایحه، همه‌ی کار‌ها اصلاح خواهد‌شد» [خنده‌ی حاضرین]
      • منابع IEEE

    4- املا

    • همزه
      • در استفاده از همزه توجه بسیاری لازم است. همزه در واژه‌های فارسی فقط در آغاز کلمه به کار می‌رود. بنابراین از همزه در وسط یا پایان کلمه‌ها استفاده نمی‌شود.
        همزه
      • استفاده درست از همزه در نگارش از قوانین زیر پیروی می‌کند:
        1. همزه‌ مفتوح و همزه‌ی ساکنی که پیش از آن فتحه است، به شکل «أ» نوشته می‌شود.
        2. همزه‌ مضموم و همزه‌ی ساکنی که پیش از آن ضمه است، به شکل «ؤ» نوشته می‌شود.
        3. همزه‌ مکسور و همزه‌ی ساکنی که پیش از آن کسره است، به شکل «ئ» نوشته می‌شود.
        همزه
    • الف مقصور
      الف مقصور در زبان عربی، یعنی الفی که به شکل «ی» نوشته می‌شود، در فارسی به صورت «الف» نوشته می‌شود؛ مگر در اسم‌های خاص یا کلمه‌هایی که نوشتن آن‌ها با «الف» موجب بدخوانی و اشتباه می‌گردد.
      الف مقصور
    • سر‌هم و جدا بودن کلمات
      هنگامی که چند کلمه یا حرف اضافه در کنار هم قرار می‌گیرند و یک کلمه‌ی ترکیبی را ایجاد می‌کنند، به جدا‌نویسی یا سر‌هم نویسی آن‌ها توجه کنید.
      جدا

    اگر می‌خواهید فایل راهنمای مترجمان را به طور کامل دریافت کنید، اطلاعات خود را وارد کنید تا فایل برای شما ارسال شود.

     
     
    کتابچه

    لطفا برای دریافت رایگان کتابچه بازاریابی محتوا اطلاعات خود را وارد کنید.